مدیریت ارتباط با مشتری (CRM) چیست و چه کاربردی دارد؟

CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری (Customer Relationship Management) اصطلاحا به فرایند‌ و تکنولوژی‌هایی گفته می‌شود که یک سازمان به کار می‌گیرد تا ارتباط خود را با مشتریانش حفظ کرده و بتواند رضایت آن‌ها را در کسب‌و‌کار خود جلب کند، عبارت سی آر ام را نخستین بار توسط توماس سیبل برای نرم‌افزار بازاریابی خود به‌کار برد و آن‌را CRM یا همان مدیریت ارتباط با مشتری نامید. ارزش مشتریان وفادار به یک برند ۱۰ برابر بیشتر از مشتریانی تنها با یک خرید است، بنابراین اگر بتوانید مشتریان را مجددا به کسب‌و‌کار خود بازگردانده و آن‌ها را ترغیب به خرید کنید در حقیقت ارزش افزوده‌ی فوق‌العاده‌ای برای کسب‌و‌کار خود مهیا کرده‌اید.

علاوه‌بر این تحقیقات ثابت کرده است، افرادی که تا‌به‌حال از شما خرید کرده‌اند با میل بیشتری خرید‌های بعدی خود را از شما انجا خواهند داد، پس چرا به فکر استفاده از سیستم‌های CRM نباشیم؟ در این مقاله از همیار آی‌تی قصد داریم به طور کامل با نرم‌افزارهای CRM آشنا شویم، کاربرد آن‌ها را در کسب‌و‌کارمان بررسی کرده و ببینیم به‌کارگیری سیستم CRM چگونه به رشد یک کسب‌وکار کمک می‌کند.

مفهوم

مدیریت ارتباط با مشتری یا سی . آر . ام برای افراد مختلف ، معانی متفاوتی دارد. حتی معنی خلاصه نوشت 3 حرفی سی . آر . ام نیز زیر سؤال است. بیشتر افراد از سی . آر . ام برای اشاره به مدیریت ارتباط با مشتری و عده ای هم از آن برای اشاره به بازاریابی ارتباط با مشتری استفاده می‌کنند. گرو دیگر با این عقیده و باور که تمام مشتریان، ارتباط با یک تأمین‌کننده را نمی‌خواهند، کلمه ارتباط را حذف نموده و ترجیح می‌دهند تا اصطلاح مدیریت مشتری را به‌کار گیرند. بنابراین این مفهوم می‌تواند برای اشاره به:

  • مجموعه کاملی از فرایندها و تکنولوژی‌ها برای مدیریت ارتباط با مشتریان فعلی و بالقوه و دست‌اندرکاران کسب و کاردر بازاریابی، فروش و خدمات، صرف نظر از نوع مسیرهای ارتباطی با مشتریان،
  • راهبردی تجاری جهت انتخاب و مدیریت مشتریان برای بهینه کردن و بالا بردن ارزش شرکت و همچنین فروش در دراز مدت است. مدیریت ارتباط با مشتری، استراتژی جامع کسب و کار و بازاریابی است که فناوری، فرایندها و تمامی فعالیت‌های کسب و کار را حول مشتری یکپارچه می‌سازد یا:
  • نظام اطلاعاتی یکپارچه که برای برنامه‌ریزی، زمان‌بندی و کنترل فعالیت‌های قبل و بعد از فروش سازمان و با هدف توانمندسازی مشتریان جهت تعامل با سازمان از طریق ابزارهای متعددی چون وب سایت، تلفن و غیره به کار می‌رود.
  • CRM مخفف چیست؟ CRM مخفف مدیریت ارتباط با مشتری می باشد و هدفش این است که ارتباط با مشتریانمان و نحوه پاسخ به نیازها و در خواست های آنها را به بهترین شکل مدیریت کنیم. که این امر باعث موفقیت روز افزون کسب و کارمان خواهد شد.
  • باید این را در نطر گرفت که CRM تنها یک نرم افزار نیست. امروزه این مبحث را به یک ابزار خلاصه میکنندکه به سازمان ها اجازه می دهد تا بیشتر بر روی فعالیت ها و روابط مرتبط با مشتریان، خریداران، تامین کننده گان و همکاران خود تمرکز کنند اما در واقع مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری از لایه استراتژی آغاز شده و در نهایت این نرم افزارها ابزاری هستند برای تسهیل در اجرای استراتژی های سازمان.

تاریخچه مدیریت ارتباط با مشتری

شواهد نشان می‌دهد، ورود مدیریت ارتباط با مشتری به عرصهٔ کسب و کار حدود دو دهه قدمت دارد (فرو و پین، ۲۰۰۹). از دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ مباحث بازاریابی دچار تغییرات اساسی شده‌است. لویت (۱۹۶۰) در جمله‌ای معروف برای اولین بار بیان داشت که: “هدف بازاریابی ایجاد ارزش برای مشتریان است”. پس از پایان جنگ جهانی دوم، اغلب بازارها دچار کمبود عرضه و تقاضا بودند. کارخانجات هر آنچه که می‌توانستند بسازند را روانهٔ بازار می‌کردند تا توازنی میان عرضه و تقاضا ایجاد کنند. در آن زمان خبری از”صدای مشتری”و تطابق محصولات و خدمات با خواسته‌های مشتریان نبود. این دوران را با نگرش “محصول محوری ” می‌شناسند. از مهمترین پی‌آمدهای این نگرش می‌توان به اثر شلاق گاوی اشاره کرد. در دهه ی۱۹۷۰، بسیاری از بازارها با افزایش عرضه مواجه شدند. بقای شرکت‌ها در شنیدن صدای مشتریان و بخش‌بندی بازار بر اساس مشخصات و نیازمندی‌های آنان بود. این نگرش به بازار محوری معروف است. با این وجود در دههٔ ۱۹۸۰، بسیاری از شرکت‌ها بازارمحوری را ایده‌آل نیافتند. زیرا که هنوز تفاوتی میان مزایای ایجاد شده آن‌ها برای مشتریان با سایر رقبایشان وجود نداشت و کالاها و خدمات همسانی به آنان ارائه می‌شد. در اینجا بود که رمز موفقیت در رقابت، تمایز از رقبا و ایجاد ارزشی متفاوت از آن‌ها برای مشتریان معرفی شد. این نگرش را با نام رقابت محوری می‌شناسند. پس از نگرش رقابت محوری، کسب و کارها بیشتر بر نیازها و خواسته‌های مشتریان و افزایش رضایت آنان تمرکز کردند که به نگرش مشتری محوری شهره است. نگرش “رابطه محوری “توسعهٔ طبیعی نگرش”مشتری محوری”است. رفته رفته نگاه شرکت‌ها از توجه صرف به رضایت مشتری به سوی “وفاداری مشتری“سوق پیدا کرد. به مرور فناوری اطلاعات و سیستم‌های اطلاعاتی مدیریت توسعه یافتند و شرکت‌ها خود را در مواجهه با خیل عظیم داده‌های مشتریان می‌دیدند. بحران ناشی از خلاء یک سیستم جامع برای مدیریت این داده‌های با ارزش و عدم توانایی شرکت‌ها در استفاده از آن، زمینه ظهور فناوری نوینی به نام سیستم مدیریت ارتباط با مشتری را فراهم کرد.

در سازمان ها از چهار نوع CRM استفاده می شود:

  • CRM استراتژیکاستراتژی کسب و کار شما در زمینه مشتری محوری را شکل می دهد و به شما کمک می کند تا مشتریان جدید جذب نموده و مشتریان فعلی خود را راضی و سود آور نگهدارید. این استراتژی نقش بسیار پر رنگی در سازمانتان بازی می کند چرا که موجب می شود فرایندها و فرهنگ سازمانی صحیح مشتری محوری در کسب و کار شما شکل بگیرد.
  • CRM عملیاتیعملیات و اتوماسیون فرایندهای ارائه خدمت به مشتریان مانند فرایندهای بازاریابی، فروش و ارائه خدمات پس از فروش را مدیریت می کند. فرایندهایی در سازمان وجود دارند که شما با استفاده از آنها نیازهای مشتریانتان را در مواقع مختلفی که با شما ارتباط دارند پاسخ می دهید، برای مثال زمانی که مشتری درخواست دریافت خدمات پس از فروش خود را ارائه می دهد سازمان چگونه به وی پاسخ داده و خدمات مورد انتظارش را به او ارائه می کند. در این مسیر از نرم افزار CRM هم کمک خواهید گرفت که بتوانید حجم زیاد اطلاعات مشتریان، فایل های مرتبط با آنها و غیره را به نحو بهتری مدیریت نمایید.
  • CRM تحلیلیفرایندی است که با استفاده از آن داده های عملیاتی که از بازاریابی و ارتباط با مشتری جمع آوری شده است را به اطلاعاتی تبدیل می کنید که در تصمیم گیری های فرایندی و استراتژیک به سازمان شما کمک می کند. برای مثال نتایج حاصل از فروش محصولات گوناگون به شما کمک می کند در یابید که روی چه محصولاتی و چه ویژگی های محصولی باید بیشتر تمرکز کنید و یا نتایج حاصل از جذب مشتریان بعد از یک کمپین بازاریابی به شما دید می دهد که کمپین بعدی خود را موثر تر برگزار نمایید.
  • CRM تعاملیرابط میان شما و محیط بیرون (مشتریان و نمایندگان) می باشد که به شما کمک می کند ارزش بیشتری برای مشتریان خود خلق نمایید. در واقع سیستم ها به شما کمک خواهند کرد که بتوانید بازخوردهای مشتریانتان را چه مثبت و چه منفی دریافت نمایید، درخواست های آنها را راحت شنیده و در سازمان به جریان بیندازید. برخی از کانالهای ارتباطی عبارتند از سیستم تلفنی، ایمیل، پیامک، chat و غیره. این نرم افزار علاوه بر مشتریان می توانند با نمایندگان، توزیع کننده گان و تامین کنندگان شما نیز در ارتباط باشند.

Harvard Business Review بیان کرده که شرکت های موفق در پیاده سازی مدیریت ارتباط با مشتری پیش از تصمیم به پیاده سازی چهار سوال را از خود پرسیده اند:
– آیا از منظر استراتژیک در حال حاضر پیاده سازی CRM برای من اهمیت دارد؟
– دردهای سازمان من کجا هستند؟
– اکنون سازمان به مدیریت دقیق اطلاعاتش نیاز دارد؟
– بعد از پیاده سازی چه می خواهیم بکنیم؟

همچنین HBR بیان نموده که در آینده CRM از داده ها برای پیشبینی استفاده کرده و تبدیل به یک ابزار پرواکتیو می شود. و فروشندگانی رشد خواهند کرد که بتوانند از این دستیار رباتیک خود استفاده کنند.

اما چرا باید این مبحث برای سازمان ما مهم باشد؟ و چرا باید از crm در سازمان خود استفاده کنیم؟ در دنیای پرتلاطم رقابت بین برندهای مختلف، چیزی مهم تر از اطلاعات کاربردی نیست که از طریق آن و استراتژی بکار رفته در قبال اطلاعات بتوان به سود کلان رسید. اینکه بدانیم چگونه برای جذب مشتری تلاش کنیم (Prospecting or Acquisition) چالشی است که بسیاری از مدیران با آن رو به رو هستند. هم چنین این امکان را برای سازمان فراهم می آورد که مشتری های وفادار را شناسایی کرده و برای جلب رضایت آنان سعی و تلاش کنیم (Loyalty Focused). با کمک crm می توان آگاهی پیدا کرد که میزان هزینه کردن هر مشتری چقدر است و برای افزایش خرید آنان برنامه ریزی دقیق کرد (Wallet Shared increase). از دیگر مزیت مدیریت ارتباط با مشتریان، Retention / Win back است که تمرکز بر حفظ و نگهداری مشتری و هم چنین بازگردانی مشتریانی که به هر دلیلی سازمان را ترک کرده اند. CRM از لایه استراتژی آغاز شده و در نهایت نرم افزارهای CRM ابزاری هستند برای تسهیل در اجرای استراتژی های سازمان و این امر باعث موفقیت روز افزون کسب و کارمان خواهد شد.

استفاده از CRM چه مزایایی به همراه دارد؟

حال که با مفهوم و کاربردهای سیستم‌های مدیریت ارتباط با مشتری آشنا شدیم بد نیست، نیم‌نگاهی نیز به مزایای به‌کارگیری آن‌ها داشته و بررسی کنیم که سیستم‌های CRM چه ارزش افزوده‌ای را برای یک کسب‌و‌کار به همراه خواهند داشت، برخی از مزیت‌های کلیدی CRM عبارتند از:

استفاده‌ی بهینه از زمان

همیشه در هر کسب‌و‌کاری بخش فروش و ارتباط با مشتریان یکی از شلوغ‌ترین بخش‌های آن بیزینس به حساب می‌آید، شما با استفاده از یک سی آر ام قادر خواهید بود حجم بالای ارتباط با مشتریان را به‌سادگی مدیریت کرده و به شدت در زمان و انرژی کارکنان‌تان صرفه‌جویی کنید.

مدیریت ساده‌تر

با افزایش تعداد مشتریان،‌ مدیریت آن‌ها نیز دشوارتر شده و می‌تواند باعث سردرگمی شما شود، اما با به‌کارگیری یک سیستم CRM متصل به فروشگاه‌تان می‌توانید به سادگی رفتار کاربران را پیگیری کرده و در صورت نیاز به سادگی با آن‌ها ارتباط برقرار کنید.

شناسایی نیاز مشتریان

یک سیستم CRM استاندارد، اطلاعات جامع و کاملی از مشتریان در اختیار شما قرار می‌دهد، این اطلاعات می‌توانند شامل گزارش آنالیز رفتار کاربران و حتی نیازهای آنان باشد، بدین ترتیب با داشتن این اطلاعات می‌توانید دقیقا خدماتی متناسب با نیاز کاربران‌تان به آن‌ها ارائه دهید.

مدیریت فروش

تیم فروش شما می‌تواند با بررسی و آنالیز داده‌های موجود در سیستم ارتباط با مشتریان و با توجه به علایق، رفتار و خرید‌های پیشین مشتریان،‌ رفتار آینده‌ی آن‌ها را پیش‌بینی کرده و بدین ترتیب یک برنامه‌ی جامع و کامل برای بازاریابی محصول یا خدمات به بخش فروش ارائه دهد.

به‌طور کلی به‌کارگیری سیستم‌های نوین در مدیریت فروش علاوه‌بر اینکه منجر به افزایش اعتماد و جلب رضایت مشتریان شما می‌شود، می‌تواند درآمد شما و نرخ تبدیل کسب‌و‌کارتان را تا حد زیادی افزایش دهد، استفاده از سیستم‌های CRM یکی از متدهای افزایش نرخ بازگشت مشتری در فرایند دیجیتال مارکتینگ می‌باشد، بنابراین اگر شما هم صاحب یک کسب‌و‌کار هستید سعی کنید در اولین گام آن‌را به یک کسب‌و‌کار آنلاین تبدیل کرده و در گام بعد سیستم ارتباط با مشتریان خود را راه‌اندازی کنید.

چطور از استراتژی سی آر ام استفاده کنیم؟

با در نظر گرفتن تمام وظایف سازمان شروع کنید که شامل فروش و بازاریابی،پشتیبانی مشتری، تحویل، تیم های تامین و تولید محصول و پشتیبانی فنی است.

همچنین باید ساز و کار سایر تکنولوژی های استفاده شده در سازمان را بدانید. پلت فرم های کسب و کار مثل سیستم اتوماسیون بازاریابی و سیستم عامل های تجارت الکترونیکی باید مورد ارزیابی قرار بگیرند.

 

در اینجا یک فرایند ساده و چهار مرحله ای برای ارزیابی و پایه گذاری استراتژی CRM معرفی شده است:

۱چالش های داخلی را شناسایی کنید!

به دنبال هر تنگنا و مانعی که ممکن است مشتری هنگام خرید از شما داشته باشد؛ بگردید. همین طور وقت هایی که برای تیم فروش سخت است با مشتری ها و یا سرنخ ها ارتباط برقرار کنند را پیدا کنید.

۲نقشه سفر مشتری را ترسیم کنید:

اینکه مخاطبینتان چطور شما را پیدا کرده اند؛ چطور با برند شما ارتباط برقرار میکنند و از محتواهای تولیدی شما چگونه استفاده میکنند را ثبت و مستند کنید. باید با توجه به سفر مشتری روی فرآیند فروشتان کار کنید و مشتریان خود را به جایی که هدف آنهاست و به آن نیاز دارند؛ برسانید.

۳معیارهایتان را مشخص کنید:

نتایج فروش فعلی را ملاک قرار دهید. حالا میتوانید از اینجا، فعالیت های فروشی را شناسایی کنید که این KPI را بهبود می بخشد.

۴نقاط عطف در کسب و کار:

وقتی میخواهید از یک سی آر ام جدید در کسب و کارتان استفاده کنید؛ حواستان به محصولات و پلتفرم هایی که با این سی آر ام کار میکنند؛ باشد. مطمئن باشید این محصولات و پلتفرم ها باعث وقفه در کار شما نخواهند شد.

چه چیزهایی با CRM اشتباه گرفته می‌شوند؟

یکی از روش‌های رایج برای درک بهتر تعریف یک مفهوم این است که ببینیم چه چیزهایی خارج از آن دایره‌ی آن مفهوم قرار می‌گیرنداین روش را دانشمندان و نویسندگان بسیاری به کار گرفته‌اند.

به عنوان مثال، زمانی که مایکل پورتر در مورد استراتژی می‌نوشت، در یکی از مقالات خود از عنوان What strategy is not استفاده کرد و تلاش کرد چیزهایی را که استراتژی نیستند اما با استراتژی اشتباه گرفته می‌شوند معرفی کند (+).

به بیان دیگر می‌توان گفت برای معرفی هر سرزمینی، مناسب است که ابتدا همسایگان آن را بشناسیم تا مرزها بهتر مشخص شوند و احتمال سوء برداشت‌ کاهش یابد.

به همین منظور، در این درس برخی از مواردی را که گاه با مدیریت ارتباط با مشتری اشتباه گرفته می‌شوند، مرور می‌کنیم.

این فهرست از کتاب مدیریت ارتباط با مشتری نوشته‌ی فرانسیس باتل اقتباس شده است.

CRM با تشکیل پایگاه داده برای بازاریابی تفاوت دارد

در بعضی از شرکت‌ها، وقتی از استقرار سیستم CRM یا مدیریت ارتباط با مشتری صحبت می‌شود، منظورشان ثبت و نگهداری و توسعه‌ی مجموعه‌ای از اطلاعات مشتریان است تا در مواقع مشخص بتوانند پیامهای تبلیغاتی خود را برای آن‌ها بفرستند. در واقع آن‌ها CRM را یک پشتیبان برای اس ام اس مارکتینگ یا ایمیل مارکتینگ می‌دانند.

این در حالی است که چنین سیستم‌هایی، در بهترین حالت، دیتابیس مارکتینگ یا بازاریابی پایگاه داده محسوب می‌شوند.

CRM صرفاً یک زیرمجموعه از فعالیت‌های واحد بازاریابی نیست

گاهی اوقات، مدیریت ارتباط با مشتری یا CRM را صرفاً به عنوان یک زیرمجموعه از واحد بازاریابی در نظر می‌گیرند: درست مانند همه‌ی دپارتمان‌ها و زیرمجموعه‌های دیگر.

این در حالی است که مدیریت ارتباط با مشتری، زمانی موفق است که مشتری مداری به فلسفه‌ی کلیدی سازمان تبدیل شود و واحد ارتباط با مشتری بتواند با واحدهای دیگر، به شکلی گسترده و تأثیرگذار، در تعامل باشد.

به همین خاطر، ما بارها در متمم تأکید کرده‌ایم که مدیریت ارتباط با مشتری، یک سیستم یا یک نرم افزار نیست؛ بلکه تعریف جدیدی از ماموریت سازمان با محوریت مشتری است.

CRM یکی از زیرمجموعه‌ها یا خدمات واحد IT نیست

واحد IT می‌تواند در خدمت مدیریت ارتباط با مشتری باشد؛ اما نمی‌تواند متولی و مسئول آن باشد.

بعضی از مدیران، فکر می‌کنند که مدیریت ارتباط با مشتری، ابزار جدیدی برای واحد IT سازمان است. در حدی که حتی راهبری سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری و تصمیم گیری درباره توانمندی‌ها و قابلیت‌های نرم افزارهای CRM را به مختصصان IT خود واگذار می‌کنند.

مدیریت ارتباط با مشتری، بخشی از فرایندهای استراتژیک سازمان است و باید در لایه‌های مدیریتی مورد توجه قرار بگیرد.

البته بدیهی است که IT و فناوری اطلاعات، درست همان‌طور که در خدمت سایر فعالیت‌های سازمان (مانند بازاریابی و تبلیغات و مدیریت منابع انسانی) است، باید به عنوان ابزاری برای پیاده سازی این سیستم نیز مورد استفاده قرار گیرد.

مدیریت ارتباط با مشتری با باشگاه مشتریان تفاوت دارد

برنامه‌های وفاداری مشتریان، از جمله ابزارهای موفق در بازاریابی و فروش هستند که در سراسر جهان رایج شده اند.

برنامه‌هایی مانند Miles & More که به ازاء هر مایل پرواز بیشتر مسافران، به آنها امتیاز و رتبه بندی نسبت می‌دهند؛ یا برنامه‌هایی که به شما به عنوان خریداران از سایت‌های فروش آنلاین، امتیازهایی اعطا می‌کنند تا در آینده از این امتیازها به عنوان تخفیف استفاده کنید.

یکی از انواع توسعه‌یافته و کارآمد برنامه‌های وفاداری مشتری هم، باشگاه مشتریان (Customer Club) است که امروز به شکل گسترده رواج یافته است.

قطعاً می‌توان بین باشگاه مشتریان و مدیریت ارتباط با مشتری ارتباط برقرار کرد. مثلاً شرکتی که سیستم های CRM قدرتمند دارد، می‌تواند برنامه های باشگاه مشتریان را به شکلی کارآمدتر طراحی کرده و به شیوه‌ای اثربخش‌تر اجرا کند.

اما باید به خاطر داشته باشیم که برنامه های وفاداری، پس از نخستین خرید تعریف می‌شوند. هم‌چنین الزاماً همه‌ی مشتریان را پوشش نمی‌دهند.

, , , , , , , , , , , , , , , , ,

مقالات مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست